تبلیغات
...به مستی توسوگند
...به مستی توسوگند



رفیق

میگه دلت دریاس
میگم من غلط بکنم
میگه اگه نیست چرا نگرانی که نمیتونی ببخشیش
میگه بخشیدیش که هنوز داری....
میگم بگذریم...
میگه بهم ریختی
میگم نمیذارم کسی بفهمه
میگه این دفعه تابلویی
انگار راست میگه...
اما دیگه تحمل ندارم...دیگه تاب شکستن ندارم...شدم مث یخ ...می ترسم بگیره بین دودستش در دو جهت مخالف فشار بده صدای شکستنمو بشنوم...
دارم فک میکنم...خدایا چقد آن تایمی...بعد مدتها یکم از حرفامو نوشتم...فرشته هاتو فرستادی سراغ رفیق دریادلم...چند دیقه بیشتر طول نکشید سراغمو گرفت
روی ماه خدارا ببوس...
یه مدت نباید باشم.بودن یه یخ هیج فایده ای نداره...
باید ببندم کوله بارمو از این حوالی...
نمیخام اینطور بودنم نگران کنه رفیقی رو...
وای خدایا...چقدر خسته م...دلمو به تو می سپارم...جمجمه ام را نیز...
دلم شور میزند...
محرم نزدیک است....
دلم خیلی شور میزند
خیلی


جمعه 3 آبان 1392 توسط غریب | نظرات ()




gharibhoseyni@yahoo.com

غریب

رقیه دل 

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
کل بازدیدها : نفر
کل مطالب : عدد

RSS 2.0

كد نوحه

كد مداحی


 

 


مرجع قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin